سخن گفتن آیت الله بهاالدینی با حیوانات
|
آقا فرمود: گوسفند گفت: به اینها بگو که امروز مرا نکشند، بگذارند روز تاسوعا مرا بکشند |
حضرت آیت الله شیخ «خلیل مبشر کاشانی» در ادامه سلسله مباحث اخلاق و عرفان اسلامی هفتگی خود، ابعاد دیگری از فضائل و کرامات استاد بزرگوارشان، مرحوم آیت الله العظمی بهاءالدینی (قدس سره) که از عرفا و مراجع تقلید معاصر بود را تبیین کرده که با توجه به جذابیت موضوع برای جوانان وجویندگان سیر و سلوک معنوی عین فرمایش ایشان در ذیل اشاره می شود:
حضرت آیت الله مبشر کاشانی فرمود: حضرت آیت الله العظمی بهاءالدینی (رحمة الله علیه) زبان حیوانات را می فهمید. این فضیلت در مورد اهل بیت عصمت و طهارت (ع) روایت شده و بعضی اخبار مربوطه در کتاب بصائر الدرجات آمده که آنان نطق و سخن حیوانات را می شنیدند. همانطور که در قرآن کریم آمده که حضرت سلیمان (ع) گفتگوی مورچگان را می شنید و با هدهد و سایر حیوانات سخن می گفت. در بین عرفا نیز چنین حالاتی برای عارف پیش می آید که گاهی سخن حیوانات را می شنود.
حضرت آیت الله مبشر کاشانی در ادامه افزود: مرحوم آیت الله بهاءالدینی (قدس سره) روزی به یزد دعوت شدند، صاحب خانه که یکی از متدینین یزد بود برای احترام خواست گوسفندی را پیش پای آقا ذبح کند، وقتی گوسفند را آوردند، آقا فرمود: گوسفند گفت: به اینها بگو که امروز مرا نکشند، بگذارند روز تاسوعا مرا بکشند، آیت الله بهاءالدینی فرمود: من به اینها گفتم که حیوان را نکشید، بگذارید روز تاسوعا، ولی اینها به ظاهر گفتند چشم، اما گوسفند را بردند پشت دیوار کشتند خیال کردند ما پشت دیوار را نمی بینیم. مشابه همین داستان در چند شهر دیگر نیز اتفاق افتاده بود...
ماجرای تشرف آیت الله بهاءالدینی محضر امام رضا (ع)
روزی یکی از نزدیکان مرحوم حضرت آیت الله بهاءالدینی که مورد اطمینان است برایم نقل کرد که خدمت آقا بودم، صحبت از مسافرت و زیارت وجود مقدس امام رضا (ع) شد. گفتم چه خوب بود می رفتیم مشهد! آقا فرمود: برویم. گفتم: چه وقت؟ فرمود: الان.
عبا و عصای آقا را آوردم – مهیای سفر شدیم، ناگاه یادم آمد که هیچ پول ندارم – با خود گفتم، نکند آقا هم پول نداشته باشد. به خود گفتم بهتر است ماجرا را به آقا بگویم. عرض کردم آقا من هیچ پول ندارم، فرمود من هم ندارم، گفتم پس چه کار کنیم فرمود برویم. بدون پول حرکت کردیم از حسینیه آقا پیاده آمدیم تا سر خیابان، منتظر ماندیم ناگهان دیدیم از آخر خیابان چهارمردان جوانی با دوچرخه به سرعت می آید.
وقتی نزدیک آمد، ایستاد و کیسه ای پول به آقا داد و گفت: آقا این پول مال شماست، آقا بدون اینکه چیزی به او بگوید، خطاب به من فرمود: فلانی بگیر و برویم. این توکل به خدا که او در همه حال ناظر حالات و نیازهای مادی و معنوی بنده خود است و او رزاق همگان است، در همه انسانها یافت نمی شود و کمتر کسی است که تا این قدر متوکل علی الله باشد. ولی مردان خدا در همه امور زندگی خود، به مقام معیت با خدا رسیده اند و در امور مادی و زندگی خود هیچگونه دغدغه خاطر ندارند و همیشه خود را در محضر او می بینند و او را ناظر و رازق می بینند و به این معارف یقین دارند
ارزيابي اين خبر
- ادعای وزیر ارتباطات درباره تصویر امام زمان
- جبهه النصره مقام «حضرت ابراهیم» را ویران کرد
- توضیحات عزتالله انتظامی درباره روز ثبتنام کاندیداها
- آیتالله جنتی: رئیسجمهور نباید با بنز تردد کند
- کلیسای "کاپرناوم" آلمان به مسجد تبديل مي شود
- ۵ ويتامين ضد پيری
- احمدینژاد: امروز یکی از بهترین روزهای بهاری است
- کمیسیون اصل ۹۰: رد قطعی صلاحیت مشایی
- سامانه اس-۳۰۰ در سوریه فعال شد
- وزارت خارجه ایران: در انتخابات کانادا تقلب شده
- قالیباف متن میثاقنامه خود با مردم را قرائت کرد
- تصویر منتشر شده از پیکر حجربنعدی
- پزشک آمریکایی، پس از زایمان زن مسلمان، اسلام آورد
- آخرین نوشته فیسبوک عسل بدیعی
- عکس: لحظه تولد جوجه اردک
- از بین ۱۲۴ هزار پیامبر، چهار تن عرب بودند
- تصوير: سنگ قبر دانشمند آلماني
- عكس: معجزه فتوشاپ بر ضد احمدینژاد
- قرائتی: حجاب در خیابان آزاد اما در دانشگاه لازم است
- سلاح جدید کماندوهای ایرانی




تبدیل بهPDF
نظرات (3 نوشته شد):
ولی با عرض معذرت من سالها پیش کتابی در خصوص کشف کرامات معظم ا... خوانده بودم نویسنده اش آقای حسین کاشانی بود ولی پیئا نمی کنم کمکم نمایید.خداقوت
نظر خود را بنويسيد